تبليغاتX
کشتی اقیانوس پیما

کشتی اقیانوس پیما

قبادي: نشر دانشگاهي جايگاه خوبي در كشور دارد

مشاور معاون فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: ميانگين آمار انتشار كتاب‌هاي دانشگاهي مويد آن است كه نشر دانشگاهي در كشور جايگاه خوبي دارد.

به گزارش روز شنبه ايرنا از نخستين نمايشگاه سالانه كتاب دانشگاهي، حميد قبادي گفت: برآورد اوليه ما اين است كه بيش از ‪ ۲۵‬درصد كتاب‌هاي منتشر شده در كشور به حوزه كتاب‌هاي دانشگاهي اختصاص دارد.

وي افزود: معتقدم با فعاليت‌هاي جديدي كه انجمن فرهنگي ناشران در دستور كار خود قرار داده، هويت مستقل اين انجمن بهتر از گذشته مي‌شود.

قبادي اظهار داشت: انتظار مي‌رود هويت انجمن فرهنگي ناشران به شكل مستقل و با برنامه‌هاي جديدتر و نمود بيشتر رو به جلو حركت كند و پويايي كه در انجمن مشاهده مي‌شود نويد اين امر را مي‌دهد.

مشاور معاون فرهنگي ارشاد با اشاره به فعاليت‌هاي كمي وكيفي ناشران گفت:
وقتي انجمن ناشران داراي هويت مستقل مي‌شود، طبيعي است كه از درون آن طرح‌هاي جديدي هم بروز پيدا مي‌كند.

قبادي افزود: برگزاري نمايشگاه كتاب‌هاي دانشگاهي جزء ايده‌هايي است كه به سمت تخصصي كردن نشر حركت مي‌كند و از مجموعه برنامه‌هايي است كه از درون انجمن فرهنگي ناشران ايجاد شده است.

وي خاطر نشان كرد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و معاونت فرهنگي اين وزارتخانه تا آنجايي كه بتواند در چارچوب وظايف خود از طرح‌هاي ارائه شده پس از بررسي آنها حمايت مي‌كند.

مشاور معاون فرهنگي ارشاد با بيان اينكه بحث توزيع گريبانگير حوزه نشر است و تنها محدود به ناشران دانشگاهي نمي‌شود، گفت: شايد ناشران دانشگاهي جزء پيشروترين ناشراني باشند كه مي‌توانند كتاب‌هاي خود را بهتر و راحت تر عرضه كنند، به دليل اينكه مخاطبان آنها تعريف شده و مشخص است.

وي اظهار داشت: توزيع مساله جدي است كه معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به صورت جدي در دستور كار خود قرار داده و طرح جامع آن در حال تنظيم است.

اين كارشناس افزود: برخي بخش‌هاي طرح جامع تدوين نهايي شده و شكل اجرايي گرفته است، به عنوان مثال بزودي ثبت نام كتابفروشي اينترنتي آغاز مي‌شود.

نخستين نمايشگاه سالانه تخصصي كتاب دانشگاهي از سوي انجمن فرهنگي ناشران كتاب دانشگاهي و با همكاري معاونت امور فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از تاريخ بيست و سوم تا بيست و هفتم بهمن ماه در سالن حجاب مركز آفرينش هاي فرهنگي- هنري برگزار مي‌شود.


+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 توسط زهره دریایی  | 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 توسط زهره دریایی  | 

نگاه مجدد به لايحه نقدي كردن يارانه‌ها

دكتر فرشاد مؤمني   
۲۳ بهمن ۱۳۸۷
دوستان همه مي‌دانند كه كشور ما شرايط بسيار خطيري را سپري مي‌كند و طبيعتاً در چنين شرايطي هر كسي از هر نظري بتواند به دولت به مفهوم كلي آن كمك بكند، كه ما اين شرايط خطير را با هزينه كمتري انشاء‌ا... و با دستاوردهاي بيشتري سپري بكنيم شايد بتوان گفت اين بهترين و بزرگترين خدمتي است كه مي‌توان به اين جامعه كرد.
با كمال تأسف در شرايطي كه انتظار مي‌رود كه وجوه و ابعاد مختلف اين شرايط خطير از طرف دولت خوب درك شده و براي آنها چاره‌انديشي ، در عمل شاهد هستيم كه لااقل بخشي از سياست‌گذاران كشور گويي ميزان مسائل موجود را براي ما كافي نمي‌دانند و به دنبال گزينه‌هايي مي‌روند كه يا مسائل جديدي ايجاد شود و يا آنهايي كه هست، پيچيده‌تر شود.
تحت هر عنواني كه چنين رويه‌اي دنبال شود به نظر مي‌رسد هم در مقياس دولت، هم رسانه‌ها و هم ملت، يك مسئوليت بسيار بزرگي بر دوش همه ما است كه كمك كنيم تصميماتي كه دولت مي‌گيرد هم هوشمندانه‌تر و هم مشاركت‌جويانه‌تر باشد، و هم مبتني بر جدي گرفتن آراء و نظريات كارشناسي درون دولت و بيرون دولت باشد. براي مثال؛ از زماني كه ايده‌ي نقدي كردن يارانه‌ها توسط دولت مطرح شد، تقريباً همه‌ي دست‌اندركاران اين مسئله به كرات در مصاحبه‌هاي خود اقرار كردند كه اين اقدام با جهش‌هاي بزرگ قيمتي روبرو خواهد بود. بحث ما اين است كه مگر از نظر روندهاي نگران‌كننده تورمي كاستي و كمبودي در كشورمان داريم و آ‌يا مگر اين دوستان گزارش‌هاي رسمي خودشان و گزارش‌هاي سازمان‌هاي اقتصادي بين‌المللي را ملاحظه نمي‌كنند در حالي كه هنوز شوك قيمتي جديدي به واسطه سياست‌هاي نادرست دولت به اقتصاد ايران تحميل نشده و در حالي كه به دنبال بحران مالي و ركود ناشي از آن با يك روند چشمگير كاهش قيمت‌ها در دنيا روبرو هستيم اقتصاد ايران اولين اقتصاد با بالاترين نرخ تورم در منطقه و چهارمين اقتصاد با بالاترين سطح تورم در دنياست دوستان چه كمبودي در اين زمينه مشاهده مي‌كنند.
از همان روز اول كه اين ايده در جمع تعدادي از اقتصاددانان با حضور رئيس جمهور و دست‌اندركاران اين مسئله در دولت مطرح شد، اتفاق نظر نسبي در ميان اقتصاددانان پديد آمد كه اين كار يك كار خطير است اما نوع ارائه بحث از سوي دولت نشان داد هنوز فاقد پشتوانه‌هاي كارشناسي كافي است.
در طي اين مدت هر بار كه به مسئولان تذكر داده شد كه كارهاي شتاب‌زده هرگز براي جامعه ما سودي به همراه نداشته، اينها برآشفتند كه هم در دولت‌هاي گذشته بسيار روي اين مسئله كار شده و هم خود ما مدت‌ها است كه در حال كار بر روي اين مسئله هستيم. اما زماني كه لايحه نقدي كردن يارانه‌ها به مجلس داده شد ملاحظه مي‌فرماييد كه هيچ‌گونه اسناد پشتيبان مكتوب كه به صورت رسمي منطق‌هاي اين كار و پيامدها و چشم‌اندازها را مشخص كرده باشد، دولت منتشر نكرده. اگر آن ادعاها صحت مي‌داشت ما بايد حداقل يك گزارش به صورت ضميمه و پيوست اين لايحه مي‌ديديم كه در آن مفروضات، مباني نظري و نحوة محاسبات و نتايج حاصله را مشخص كرده باشد. از آن بدتر اين است كه هر كس كه حتي به صورت غيرتخصصي اين لايحه را نگاه كند به سهولت درمي‌يابد كه در آن تناقض‌ها و تعارض‌ها و كاستي‌هاي خيلي بزرگ و جدي وجود دارد. اين هم جالب است كه مقامات مسئول اقتصادي كشور كه مرتباً ادعا مي‌كردند همه وجوه و جوانب را سنجيده‌اند، الآن به ازاي هر اعتراض، مي‌گويند ما مي‌پذيريم كه بايد بيشتر كار شود. بعد ادعاهايي مي‌كنند كه خلاف آن چيزي است كه در متن لايحه وجود دارد و يا ادعا مي‌كنند قبل از اينكه مجلس شروع به رسيدگي رسمي بكند، خودشان چند طرح براي اصلاح اين لايحه به دولت داده‌اند. من نمي‌دانم كدام يك از اين ادعاها صحت دارد اما اينقدر مسلم است كه عملاً هيچ‌يك از آن توصيه‌هايي كه ناظر بر ضرورت احتياط و مطالعات كارشناسي جدي بود گوش داده نشده و اميدوارم كه مجلس محترم به اين مسئله توجه كند.
در اولين جلسه سال جاري مؤسسه مطالعات دين و اقتصاد يعني اوايل فروردين 87، در همين مجموعه، ذيل عنوان ارزيابي چشم‌انداز اقتصاد ايران خدمت دوستان گفته شد كه واقعيت اين است كه ما هم در بودجه‌ي سال 1387، كسري‌هاي آشكار و پنهان خيلي گسترده داريم و هم اين كه سالي كه در آ‌ستانة يك سيكل سياسي بسيار مهم قرار دارد سالي است كه دولت تمايل دارد كه به صورت بي‌سابقه‌اي اقدام به خلق انتظارات جديد و انجام هزينه‌هاي گسترده بكند و بر اين اساس پيش‌بيني كرديم كه سال 1387 سالي است كه قطعاً آبستن ميل دولت به ايجاد شوك‌هاي قيمتي باشد چون فقط از طريق شوك درماني است كه مي‌شود براي افق زماني كوتاه مدت منابعي را آزاد كرد، هرچند كه در ميان‌مدت هزينه‌هاي اين شوك درماني به طرز خارق‌العاده‌اي بالاتر از عايدات كوتاه‌مدتش باشد و كشور را در معرض هزينه‌هاي غيرقابل جبران هم قرار دهد.
وقتي اين ايده‌ي تحول اقتصادي مطرح شد، ابتدا اينطور تظاهر مي‌شد كه گويي اصل داستان ارتقاء بهره‌وري و تقويت و بهبود سازوكارهاي اجرايي مديريتي دستگاه‌هاي اجرايي ‌باشد و يكي از حواشي مسئله شوك‌درماني از طريق حذف سوبسيدها است.
وقتي رويه‌هاي عملي به جلو رفت ملاحظه مي‌كنيد كه همين الآن مدافعين دولتي اين طرح به صراحت اظهار مي‌كنند مسئله اصلي مسئله كسري بودجه است و شما مي‌بينيد كه حتي براي سال آينده هم در همين لايحه بودجه 88 كه ارائه شده، خيلي شفاف و روشن به اعتبار بخشي از اين درآمدها كه به نظر من بخش‌هايي از آن همچنان جنبة وهمي دارد، دولت تقاضا كرده كه مجوز هزينه كردن به دستگاه‌هاي مشخصي داده شود.
مرور اين نكات در عين حال كه خيلي تأسف‌بار است، نشان‌دهنده اين است كه گويي دولت تمايل چنداني به برخورد شفاف و صريح با مسئله ندارد، در عين حال از باب اينكه بخش اعظم آ‌نچه كه نظام كارشناسي موجود پيش‌بيني كرده بود تا همين الآن اتفاق افتاده است. اين اميدواري را در درون ملت ايجاد مي‌كند كه درواقع اگر ما به فصل‌الخطاب بودن علم در فرايندهاي تصميم‌گيري و تخصيص منابع بيشتر تمكين كنيم، اينها عمدتاً اموري است كه مدت‌هاست در تسخير علم قرار دارد و بنابراين آنچه ما به عنوان پيش‌بيني‌هاي واقعاً‌ نگران‌كننده مطرح مي‌كنيم، اگر جدي گرفته شود امكان پيش‌گيري از آنها از جنبة نرم‌افزاري همين الآن در كشور وجود دارد و اين مي‌تواند مايه اميد و نشاط براي ملت باشد كه فرزندان آنها در لباس كارشناسان امور اقتصادي اكثريت قريب به اتفاق پيش‌بيني‌هايي كه تاكنون كرده‌اند اتفاق افتاده و بنابراين، اميدواريم هشدارهايي كه داده مي‌شود جدي گرفته شود و مخصوصاً در شرايط كنوني نقش مجلس،‌ نقش بسيار تعيين‌كننده‌اي است.
ما دربارة نقدي كردن يارانه‌ها بيش از سي جلسه در اين مؤسسه طي 6 ماهه گذشته برگزار كرديم و ابعاد و وجوه مختلف اين مسئله را واكاوي كرديم. آن واكاوي‌ها نشان مي‌دهد اين كار اساساً نادرست و بدون منطق است روي اين مسئله هم ديگر بحث نمي‌كنم كه ما با هر دركي كه از عدالت داشته باشيم اين رويه‌اي كه در اين لايحه پيش‌بيني شده، به نظر ناعادلانه مي‌رسد و ظلم به نهاد دولت و جامعه مي‌باشد، در اين جلسه فقط روي وجه تورم‌زايي اين لايحه تمركز مي‌كنم چون با كمال تأسف شاهديم در نظام تصميم‌گيري ما، گويي درك كافي از مسئله تورم و آثار و ابعاد آن وجود ندارد و مسئولان دولتي، گاه به صورتي صحبت مي‌كنند كه گويي تورم تنها يك مشكل در كنار ساير مشكلات است. در حالي كه هر كس كه با الفباي اقتصاد آشنايي داشته باشد مي‌داند كه تورم از منظر اقتصادي، ما در همه انواع بيماري‌ها به حساب مي‌آيد و شما مي‌دانيد كه در كنار همه آثاري كه در تئوري اقتصادي دربارة تورم مطرح مي‌شود، حتي در كتاب‌هاي درسي علم اقتصاد كه بحث‌هاي صرفاً اقتصادي مطرح مي‌شود بحث از اثر اخلاقي تورم هم به ميان مي‌آيد يعني حتي اقتصاددانان محض هم به اين مسئله وقوف دارند كه تورم آثارش به هيچ‌وجه محدود و منحصر به حوزه اقتصاد نيست و به حوزه‌هاي اجتماع و سياست و حتي امنيت ملي هم ممكن است كشيده شود.
بنابراين با اين اميد كه مجلس محترم به مسئله تورم هم از منظر اين ملاحظاتي كه توضيح داده خواهد شد توجه كنند و هم از بابت اين كه در ادبيات اقتصاد سياسي تصريح مي‌شود تورم عيد اغنيا و عزاي فقرا است و بنابراين، نظامي كه اساس خود را روي عدالت جست و جو مي‌كند، مخصوصاً از ناحيه خصلت ناعادلانه بودن سياست‌ هاي به شدت تورم‌زا بايد روي اين مسئله تمركز بيشتري نمايد. در متون اقتصاد سياسي گفته مي‌شود تورم ظالمانه‌ترين مالياتي است كه يك دولت از فقرا به نفع اغنيا مي‌گيرد و بنابراين كساني كه دغدغه‌ي كشور و آينده‌ي آن را دارند و روي مشروعيت نظام و همدلي مردم كه عموماً انسان‌هاي موحد و مسلماني هستند به طور جدي حساب مي‌كند از اين ناحيه هم بايد توجه و دقت كافي داشته باشند.
مسئله ديگري كه در اين زمينه مطرح است، اين عدد و رقم‌ها و تحليل‌هاي ضد و نقيض غيرمتعارفي است كه دست‌اندركاران امور اقتصادي كشور مطرح مي‌كنند و گويي به اقتضاي هر جلسه، رقمي و بحثي ارائه مي‌شود كه گرچه شايد در كوتاه‌مدت يك آسودگي كاذب براي برخي ايجاد كند اما به هيچ‌وجه كاركردهاي واقعي اين سياست مخرب را در عمل تغيير نخواهد داد. شخصاً از مقامات رسمي يك دستگاه مهم اقتصادي كشور مطالب و گزارشاتي را ديده و شنيده‌ام كه آنها برآورد كردند كه در اثر اجراي اين سياست حداقل 100 درصد به نرخ تورم موجود اضافه خواهد شد اما در همان دستگاه، در آستانه‌ ارائه اين لايحه به مجلس يكي از مقامات رسمي ادعا مي‌كند كه سقف تورم انتظاري فقط 11 درصد خواهد بود.
اين در حالي است كه در مطالعاتي كه در دوره آقاي خاتمي در مورد رويه شوك درماني صورت گرفته بود، مشخص شده بود كه چون در اقتصاد ايران دولت بزرگترين مصرف‌كننده و بزرگترين سرمايه‌گذار محسوب مي‌شود، به ازاي هر يك واحد اضافه درآمدي كه از محل تحميل شوك‌هاي قيمتي به اقتصاد حاصل مي‌شود، هزينه‌هاي مصرفي دولت با ضريب 24/1 برابر و هزينه‌هاي سرمايه‌‌اي دولت با ضريب 46/1 برابر، افزايش پيدا خواهد كرد. يعني مجلس بايد توجه كند كه قرباني بزرگ سياست‌هاي شوك درماني خود دولت است و بايد دربارة اين نكته تأ‌مل شود كه تحميل شوك‌هاي اين‌گونه به كارايي هزينه‌هاي مصرفي و سرمايه‌اي دولت به معناي تحميل يك كاهش چشمگير در توانمندي و توانايي دولت است.
آيا شرايط كنوني ملي و بين‌المللي ما ايجاب مي‌كند كه ما خودمان به دست خودمان نهاد دولت را تا اين اندازه ناكارآمد بكنيم. اگر بابت اين ناكارآمدي و كاهش اعتماد عمومي به اين نهاد مهم و تعيين‌كننده، هزينه‌هاي غيرقابل جبراني به نظام ملي وارد شود، چه كساني مي‌خواهند در اين زمينه پاسخ‌گو باشند و آيا تمهيدي انديشيده شده كه يك كساني كه الآن آنقدر به اين رويه غيركارشناسي و شتاب‌زده و بي‌توجه به تذكرات كارشناسي دامن مي‌زنند، پيدا شوند و حاضر باشند تاوان اين سمت‌گيري‌هاي را بپردازند.
براي مشخص شدن ابعاد مسئله، اين نكته قابل توجه است كه در يكي از آخرين برآوردهايي كه توسط مركز پژوهش‌هاي مجلس صورت گرفته، تصريح شده كه انتظار دارند بر اثر اجراي اين سياست و بر مبناي نفت هر شبكه 35 دلار، از ناحيه اجراي اين سياست‌ها ما با يك رشد 6/48 درصدي در شاخص قيمت مصرف‌كننده و يك رشد 6/36 درصدي در شاخص قيمت توليدكننده روبرو باشيم. باز تأكيد مي‌كنم اين خوش‌بينانه‌ترين برآورد قابل تصور از چشم‌اندازهاي تغيير قيمت براي مصرف‌كنندگان و توليدكنندگان است و برآوردهاي مركز پژوهش‌ها نشان مي‌دهد كه فرضاً اگر قيمت نفت از 35 دلار در هر بشكه برسد به 48 دلار در هر بشكه برسد جهش‌هايي كه در قيمت‌هاي مصرف‌كننده و توليدكننده اتفاق خواهد افتاد به مراتب بزرگتر خواهد شد. مركز پژوهش‌ها در اين زمينه روي بعضي از اقلام خاص كه به اعتبار شرايط كنوني اقتصاد ايران از اهميت چشمگيري برخوردار هست، اين تفاوت در قيمت نفت را مورد توجه قرار داده و اميدوارم مجلس محترم به اين يافته‌ها بيشتر توجه داشته باشد به خصوص از آ‌ن جهت كه اين برآوردها پايين‌ترين برآوردهاي قابل تصور است. فرض كنيد مطالعاتي كه در مركز پژوهش‌ها صورت گرفته نشان مي‌دهد كه مثلاً با قيمت 35 دلار هر بشكه نفت، به طور متوسط اقلامي مثل آهن‌آلات و سيمان و مصالح و ... چيزي حدود 65 درصد افزايش قيمت خواهند داشت كه براساس اين قيمت تمام شده طرح‌هاي عمراني بين 32 تا 36 درصد فقط از ناحيه افزايش قيمت اين اقلام افزايش خواهد داشت. بعد مشخص كرده اگر قيمت نفت 48 دلار بشود، افزايش قيمت سيمان 205 درصد خواهد شد. يعني بيش از دو برابر. يا مثلاً حداقل افزايش قيمت مصالح 138 درصد خواهد شد يعني الآن ما در بخش مسكن به خاطر ناهنجاري‌هاي موجود در سياست‌‌گذاري‌هاي اقتصادي دولت از طريق رويه انبساط مالي رشد قيمت افسار گسيخته طي سه سال گذشته داشتيم اگر چنين تصميمي بخواهد اجرايي شود، شما به اعتبار اين تحولاتي كه در قيمت‌هاي مصالح مطرح شد تصور كنيد كه دوباره با چه چشم‌انداز جهش‌هاي قيمتي وحشتناكي در بخش مسكن روبرو خواهيم شد و اگر رشد متوسط شاخص قيمت مصرف‌كننده 6/48 درصد باشد مثلاً در طي 10 ساله گذشته ميزان تغيير قيمت در شاخص هزينه‌هاي مربوط به سلامت كه هميشه جزو بالاترين‌ها بود. اكنون شما ملاحظه بفرماييد كه در حوزة سلامت چه چشم‌اندازي را مي‌شود تصور كرد.
از طرف ديگر وقتي شاخص قيمت توليدكننده جهش‌هاي قيمتي بسيار خارق‌العاده‌تري نسبت به شاخص قيمت مصرف‌كننده داشته باشد به اين معنا است كه با يك شوك منفي خيلي بزرگي در تقاضا هم روبرو خواهيم شد يعني در ميان فقرا و افراد با درآمد متوسط كسي قادر نخواهد بود كه بخش مهمي از مايحتاج خودش را خريداري كند و اين معنايش اين است كه اينطور نيست كه در شرايط شوك درماني فقط با عارضه‌هاي تورم روبرو باشيم بلكه با يك شرايط بسيار پيچيده‌تر تورم ركودي مواجه خواهيم شد. در ادبيات اقتصاد سياسي گفته مي‌شود هر كدام از اينها به تنهايي (چه تورم، به تنهايي و چه ركود به تنهايي) به اندازه كافي پتانسيل آشوب‌آفريني دارد. به خصوص براي كشورهايي كه ساخت سني جمعيتشان يك ساخت سني جوان است، وقتي شرايط ركود تورمي ايجاد شود اين طور تعبير مي‌شود كه هزينه‌ي فرصت مشاركت در آشوب‌ها و نزاع‌ها و عصيان‌هاي اجتماعي براي جمعيت جوان اما بيكار و فقير بسيار ناچيز است و اينها به سهولت به چنين امواجي مي‌پيوندند و بنابراين چشم‌اندازهاي نگران‌كننده‌اي از آن ناحيه هم به اقتصاد ملي و به جامعه و كل كشورمان تحميل خواهد شد. نكته بسيار مهم در اين زمينه اين است كه تمام برآوردهايي كه در اين چارچوب صورت مي‌گيرد به كلي مسئله ناهنجاري‌هاي اجتماعي ناشي از شرايط ركود همراه با تورم را ناديده گرفته اين در حالي است كه بدون ترديد وقتي اين ناهنجاري‌ها به طور چشمگير افزايش مي‌يابد، هزينه‌هاي انتظامي و قضايي‌ كشور ما به طرز چشمگيري افزايش پيدا خواهد كرد. اينها هيچ‌كدام در اين مباحث، مطرح نمي‌شود و به چشم نمي‌آيد. به ملت و سياست‌گذاران كليدي كشور گفته نمي‌شود كه مثلاً آسيب‌پذيري مردم از نظر سلامت چه ابعادي پيدا خواهد كرد؟ دسترسي به مسكن چه صورتي پيدا خواهد كرد؟ مسئله ايجاد تقابل بين دستگاه‌هاي مسئول برقراري نظم با مردمي كه مظلومانه كارد به استخوانشان مي‌رسد چه خواهد بود؟ هيچكدام بحثي درباره‌اش نيست. قبلاً هم نشان داديم كه اين رويه شوك‌درماني ناكارآمدي‌هاي سيستم ناكارآمد موجود تأمين اجتماعي را افزايش خواهد داد يا مثلآً گزارش‌هاي حوزه برنامه‌ريزي شهرداري، خيلي تكان‌دهنده است. برآوردهاي آنها نشان مي‌دهد كه فقط از ناحيه تغيير قيمتي كه روي آهن‌آلات و سيمان و مصالح و ... پديد مي‌آيد چيزي حدود 35 درصد كل منابعي كه دولت براي جبران خسارت‌هاي مالي وارده به دولت پيش‌بيني كرده فقط به شهرداري تهران خسارت وارد خواهد ساخت يعني عرضه خدمات شهري هم در سراسر كشور با چالش‌هاي بسيار جدي روبرو خواهد شد.
بنابراين، از هر كدام از اين زوايا كه نگاه كنيم، مي‌بينيم كه بدون بوجود آمدن دستاوردي، اين همه خسارت به كشور تحميل مي‌شود و تازه همه اين‌ها در حالي است كه كانون‌هاي اصلي مشكل اتلاف انرژي در كشور هيچ كدام ربطي به اين شوك‌درماني ندارد و از طريق اين شوك درماني هيچ كدام از آنها برطرف نمي‌شود. پس از اين شوك تحميلي نه پالايشگاه‌هاي ما بهتر كار مي‌كنند نه نيروگاه‌ها و نه كيفيت خودروهاي ما بهبود مي‌يابد. بنابراين، آن اهداف اعلام شده قطعاً محقق نمي‌شود. اما همة اين هزينه‌هايي كه ما فقط بخش كوچكي از آنها را برشمرديم به جامعه تحميل مي‌شود و اين هزينه‌ها، فقط اقتصادي نيستند و جنبة چندبعدي دارد. بنابراين آنچه كه مي‌توانم بگويم اين است كه نمايندگان محترم بايد توجه كنند كه مسئله تورم يك مشكل در كنار ساير مشكلات نيست. تورم مادر همه مشكلات است و مخصوصاً از بابت اينكه ما داعيه‌هاي فرهنگي و اخلاقي‌مان نسبت به وجوه ديگر داعيه‌هايمان چربش دارد، اثر اخلاقي تورم حتي در كتاب‌هاي اقتصادي كلان محض گفته مي‌شود عوارض اجتماعي و اقتصادي‌اش كمتر از آن عوارض ديگري كه به صورت استاندارد براي تورم برشمرده مي‌شود نيست.
در ادبيات موضوع گفته مي‌شود وقتي امواج تورمي اقدام به سرقت قدرت خريد طبقات متوسط و ضعيف و حقوق‌بگيران ثابت مي‌كند، اين افراد به دو صورت از نظر اخلاقي به اين پديده واكنش نشان مي‌دهند كه هر دو پيامدهاي سياسي و اجتماعي مهمي را به دنبال خواهد داشت.
واكنش اول را واكنش شرافتمندانه مي‌گويند. واكنش شرافتمندانه ناظر بر آن الگويي از رفتار است كه افراد وقتي قدرت خريدشان را از دست مي‌دهند چون بخش اعظم اين درآمد موجود صرف تأمين نيازهاي حياتي آن‌ها مي‌شود و آن نيازهاي حياتي قابل صرف‌نظر كردن نيستند ناگزير به سمت اضافه كردن شيفت‌هاي كاري پيش مي‌روند.
وقتي ما به صورت منطقي براي فولاد قائل به استهلاك هستيم يك انسان كه به صورت غيرعادي از خودش كار مي‌كشد، نمي‌تواند عضو هنجار خانواده عضو هنجار محيط كار و عضو هنجار جامعه باشد. يك جامعه كه به شدت آستانه تحريكش تغيير كرده با كوچكترين تلنگوري آماده وارد شدن به يك نزاع پرهزينه از نظر فردي و اجتماعي مي‌شود.
درباره واكنش‌هاي غيرشرافتمندانه هم عموم كتاب‌هايي كه در اين زمينه وجود دارد بين روندهاي تورم و افزايش چشمگير ناهنجاري‌هاي اجتماعي مثل جرم و جنايت و سرقت و طلاق و ... اتفاق نظر دارند. بنابراين ما بايد خيلي حواسمان را جمع كنيم و سال‌هاي اول دهه 70 را فراموش نكنيم يعني زماني كه بي‌احتياطي‌هاي صورت گرفته از موضع شوك درماني، منشأ اين شد كه براي اولين بار با پديده‌ شورش‌هاي شهري روبرو شديم. انشاء‌ا... با هوشمندي و درايت مجلس بخش مهمي از اين نگراني‌ها مهار خواهد شد.
نكته ديگر اين است كه بدون ترديد روندهاي تورمي خشن و بزرگ در تعارض بنادي با وضعيت عادلانه قرار دارد. بنابراين دولت فكر نكند كه در داستان اين تورم آفريني مشروعيت اشخاص به چالش كشيده مي‌شود. اشخاص مي‌آيند و مي‌روند و چون اين كار به اسم دولت انجام مي‌شود با اين كار ناسنجيده، نهاد دولت و مشروعيت آن به چالش كشيده مي‌شود. مسئولان نظام بايد توجه كنند كه حيثيت نظام جمهوري اسلامي بر حيثيت همه افراد ترجيح دارد.
نكته بعدي اين است كه اقتصاد سياسي رانتي يكي از بزرگترين عوارضي كه به جامعه ما تحميل مي‌كند عارضه كوته‌نگري است تمام بحث‌هاي امروز هم فقط افق زماني كوتاه‌مدت را مورد توجه قرار داد. دولت و مجلس بايد توجه كنند كه هزينه‌هاي بلندمدت اين بي‌احتياطي‌ها، بسيار سنگين‌تر از هزينه‌هاي كوتاه‌مدتش است و ما بايد توجه كنيم كه بعد از پايان دوره اين دولت هم قرار است كه ايران و نظام جمهوري اسلامي برقرار باشد و اگر در بهبود اوضاع كشور قدمي برنمي‌داريم نبايد آن را با چالش‌هاي جديد مواجه كنيم.
نكته آخر اينكه خوشبختانه تاكنون تعداد قابل توجهي از كميسيون‌هاي تخصصي مجلس، هم روي خسارت بار بودن و نادرست بودن شيوه پرداخت نقدي به توافق رسيدند و هم راجع به زمانش حساسيت نشان داده‌اند و آن را ملزم به بررسي در چارچوب برنامه 5 ساله پنجم مي‌دانند.
هم رياست مجلس و هم تعدادي از نمايندگان به عواقب مخرب و همه جانبه تورم توجه دارند پس اميدواريم كه اگر دولت اين لايحه را پس نگيرد، مجلس محترم آ‌ن را رد كند و اين چالش بزرگ را از روي اقتصاد ايران بردارد.
هرچند كه بعضي از دست‌اندركاران اين مسئله در دولت متأسفانه هنوز به گونه‌اي صحبت مي‌كنند كه به واقع مايه شگفتي است. اخيراً يكي از آقايان باز مصاحبه كرده و جوري صحبت كرده كه انسان به عنوان يك مسلمان احساس تأسف و شرم مي‌كند. براي مثال؛ ايشان گفتند كه ما به اصلاحات غيرقيمتي هم توجه داشته‌ايم و دليل آن را نيز قانون جامع حمل و نقل خودرو ذكر كرده. بايد به ايشان و امثال او گفت خوب ما قبل از اين قانون هم مگر تبصره 13 را نداشتيم!؟ وقتي شما به هيچ يك از اين الزامات قانوني عمل نمي‌كنيد اثر وجودي اين قوانين چيست؟ يا اين كه هنوز اين سياست به اجرا در نيامده گفته است كه ما مي‌خواستيم تمركز اصلي را در جلسات روي اصلاح توزيع و ... بگذاريم اما اين نمايندگان مجلس بودند كه اصرار كردند كه تمركز روي نقدي كردن يارانه‌ها باشد يعني هنوز چيزي نشده، توپ را به زمين مجلس انداخته‌اند كه با هيچ منطق عقلي و اخلاقي كار درستي نيست. از همه تأسف‌بارتر استناد ايشان به سخنان يكي از مسئولان اقتصادي سال 1377 براي توجيه اين كار غلط است كه علاوه بر وجود نقص‌ها و خلاف‌هاي آشكار در نقل قولي كه مطرح شده از نظر سياسي هم اين استناد بسيار قابل تأمل است.
اما ايشان كه در آن نقل قول مهار عوارض تورمي را منوط به اعمال سياست‌هاي هوشمندانه پولي و مالي و رعايت انضباط مالي از سوي دولت دانسته‌اند بايد پاسخ دهند كه آيا:
- وضعيت موجود فضاي كسب و كار
- وضعيت موجود فساد مالي
- ميزان اهتمام دولت به اجراي قوانين مصوب
- و ......
در كنار استمرار خلق انتظارات جديد حتي پس از افت شديد درآمدهاي ارزي كشور در سفرهاي استاني حاوي چنين پيامي از سوي دولت محترم است؟
در حالي كه هنوز اين شوك به اقتصاد ايران وارد نشده، آمارهاي اتاق بازرگاني درباره بنگاه‌هايي كه يكي پس از ديگري ورشكست مي‌‌شوند و ارائه فهرست 93 شرمت زيان‌ده دولتي در لايحه بودجه 1388، آيا با توزيع 80 هزار توماني سود سهام عدالت سازگاري دارد؟ و شما از آن ادامه انضباط مالي استنباط مي‌كنيد؟
آيا از جهت‌گيري‌هاي هزينه‌هاي جاري و كسري بودجه دولت در سال 1388، چنين پيامي دريافت مي‌شود؟
اميدوارم خداوند به همه ما انصاف و صداقت بيشتر عنايت كند.
 
منبع: موسسه مطالعات دین و اقتصاد
دستان پر کروبی در انتخابات ریاست جمهوری


http://rsrc7.bubbleshare.com/media/00/35/ff/86/b1bdc69d8dcd420c7a15313f7307dbcc48c5b588/580x435/20061215120142election-11-isna_580x435.jpg

پریسا آغداشلو :

کروبی در این انتخابات پا را نه بر اساس تعامل و سیاست بازی زیرکانه گذاشته و نه وعده های دهه 30 ایران ، او امروز با نیمه پر لیوانش به صحنه آمده است . عمادالدین باقی می گوید : چه بسا برخی نقدها بر آقای کروبی هم وارد باشد ولی به نظر من با نگاهی حقوق بشری، او گزینه مناسب‌تری نسبت به گزینه‌های دیگر است. من می‌بینم که وقتی ما در ماجرای متهمان اهواز در حال پیگیری بودیم تنها کسی که حاضر شد با خانواده‌های آنها دیدار کند، آقای کروبی بود و اجازه داد که خبرش هم منتشر شود. آقای کروبی رئیس مجلس بود و سه نفر متهم به اعدام قرار بود تا دو روز دیگر اعدام شوند. من شاید ساعت یازده و نیم شب بود که تماس گرفتم با منزل ایشان و گفتم که اینها را فردا می‌خواهند اعدام کنند و جان آدم‌ها از ریاست مجلس و مسائل سیاسی مهمتر است و تقاضا می کنم  که همین الان یا با آقای شاهرودی تماس بگیرید و یا به منزل ایشان بروید و این حکم را متوقف کنید چون  آنها به دلایل مشخص(که تفصیلا برای ایشان گفتم)، مستحق اعدام نیستند. آقای کروبی هم پیگیری کردند و البته مرحوم آیت‌الله مرعشی که معاون قوه قضائیه بودند هم پیگیری کردند و آن حکم شکست و آنها به ۱۵ سال حبس محکوم شدند.این در حالی بود که در مواردی که دارای حساسیت خیلی کمتر از این بود، افراد دیگر حاضر به اقدام نمی‌شدند. آن چیزی که برای من مهم است این است که اگر نقض حقوق بشری رخ داد، رئیس‌جمهور فردی باشد که در این زمینه‌ها مواجهه عملی داشته باشد. باید بتوان برای رفع مشکلات حقوق بشری با او تعامل فعال داشت و او هم جسارت اقدام کردن و جلوگیری را داشته باشد ولو اینکه موفق نشود. البته من معتقد نیستم که این کافی است.


چهارماه دیگر انتخابات ریاست جمهوری ایران برگزار می شود .  از ماهها پیش رجز خوانی مخالفین و موافقین دولت فعلی در این میدان و عرصه نمودی بارز داشته است .

انتخابات اگر صحنه مبارزه واقعی کاندیداهای انتخاباتی باشد می تواند پتانسیل عظیم مردمی را به حرکت در آورد و با قوت و صلابت به میدان فعالیتهای اجرایی وارد شود . بسیاری ساز انتخاب پیش از موعد  شورای نگهبانی را از حالا کوک کرده اند و اینکه این انتخابات نمی تواند آرای واقعی مردم ایران را داشته باشد چون شورای نگهبان پیش از آن در انتخابات دخل و تصرف می کند . و یا بلعکس عده ای این شورا را تشویق به اعمال محدودیت می نمایند .


http://shirin.mit.edu/wordpress/wp-content/uploads/2008/02/electionInIran.jpg

در همین زمینه روح‌الله حسینیان رئیس فراکسیون انقلاب اسلامی هر گونه اظهارنظر در مورد ردصلاحیت خاتمی توسط شورای نگهبان از سوی خود را رد کرد و گفت:«انشالله آقای خاتمی بیایند و نیروهای اصولگراها هم متحد خواهند شد و آقای خاتمی هم شکست فاحشی خواهد خورد انشالله.»


البته خود خاتمی جریان رد صلاحیتش را جدی گرفته و از حالا در حال پاسخ گویی به این اقدام است و می گوید : در مجموعه نظام مشغول فعالیت هستیم و قانون اساسی و رهبری را قبول داریم و خیانت به انقلاب و خون شهیدان می‌دانیم که تصور شود اپوزیسیون نظام هستیم و بنده اینطور نبوده و نخواهم بود.


فکر می کنم با گذشت بیش از سی سال از انقلاب و شناخت عمقی و ریشه ایی مردم توسط حاکمیت نباید تا این اندازه بد بینانه مانع انتشار افکار آدمهای مختلف شد این خود می تواند باعث اقتدار ملی روز افزون گردد .

ارد بزرگ اندیشمند حال حاضر در مورد انتخابات در کتاب آرمان نامه جملاتی دارند که لازم است اینجا به آنها اشاره کنم : 


انتخابات مکان شعبده بازی دیوان سالاران نیست ! .
امروزه ، انتخابات آزاد تنها راهکار ادامه زندگی سیاسی فرمانروایان است .
انتخابات آزاد ، دشمن هیچ یک از باورهای توده مردم نیست .
انتخابات درست و سازنده ، ناجی کشور و نادیده گرفتن آن ، پگاه رستاخیزی هولناک است .
کشوری که گروه های هدفمند سیاسی ندارد انتخابات هر روز بیشتر به پستی می گراید .
دیوان سالاران بر این باور نباشند که انتخابات حقی است که آنها به مردم می دهند ! .
انتخابات نیاز به هنجاری خردمندانه دارد خردی که باور همه نخبگان آزاد اندیش کشور باشد .
انتخابات پرشگاه سیاسیون برای رسیدن به دستگاه دیوانی نیست اینجا خواست توده آدمیان برای درمان ناراستی هاست .
کوچک کنندگان دایره انتخابات ، با بن و ریشه آن دشمن اند .
آدمیانی که انتخابات نیک را بی ارزش می انگارند و آنانی که دانسته در بازی انتخابات نادرست رای می دهند هر دو به یک اندازه به سرزمین خویش پشت کرده اند .


انتخابات این دوره دارای اهمیت و درخشش خاصی هست  از یک طرف رسیدن بحران مالی جهانی به داخل کشور ما و طرح دولت برای یارانه ها که بنا به گفته اغلب اقتصادانها در کوتاه مدت مردم را در کمپرس و فشاری دو چندان قرار می دهد و از طرفی خواسته های امروز نسل جوان که این روزها بحران های بسیاری را در پیش رو دارند و بدنبال گریزگاهی برای دفع آنها هستند  . خود نمودی بارز یافته است .

اصلاح طلبان با آمدن خاتمی دلشان گرم شده که بزودی بر می گردند به مناسب پیشین خویش و با شعارهای مردم سالارانه دل میلیونها ایرانی را بسوی خویش جلب می کنند از طرفی دیگر حامیان احمدی نژاد چشم به رای 21 میلیون نفری دارند که سهام عدالت گرفته اند و آرای سنتی خود در بازار و حوزه های نظامی .

بزرگترین مشخصه این دوره از انتخابات نزدیکی آرای هر دو طرف به یکدیگر است .

تمام نظر سنجی ها نشان می دهد بین آرای خاتمی و احمدی نژاد فاصله فقط چند درصد است این خود باعث می شود کاندیدای هر کدام از طرفین هم که رای بیاورد رایش حداقلی و بسیار ضعیف است .

سخنان آیه الله ناطق نوری در تشکیل دولت وحدت ملی شاید بر اساس همین برآورد مطرح شده است . این طرح مورد انتقاد شدید حامیان رییس جمهور فعلی ایران قرار گرفته است اما مطمئنا در صورت عدم کسب آرای لازم  بر طبل دولت وحدت ملی خواهند کوبید و خاتمی هم همانند گذشته که در کابینه خود از طیف های مختلف سیاسی افرادی را در سطح وزیر به کار می گمارد پذیرفته خواهد شد .


اما جبهه اصلاحات با یک چالش بزرگ مواجه است و آن اینکه عملگرایان این جناح همچون طیف کارگزاران به پشتیبانی کروبی برخواسته اند و با شناختی که ما از این طیف در گذشته داشته و داریم مسلما آراء آیت الله کروبی بسیار بیشتر از حدی خواهد بود که تصور می شود .

در نهایت طیف دفتر تحکیم وحدت هم به کروبی خواهند پیوست  و شرایط بکلی دگرگون خواهد شد .

بزرگترین شاخصه کروبی در شجاعت و بی پروایی اوست این خصیصه باعث شده است نسلی که از خاتمی جز سکوت و گذشت چیزی بیاد ندارند هم پای او شوند شعارهای کروبی هم تغییر کرده و سطح نازل شعارهای دوره گذشته اش دیگر مطرح نیست و او معتقد به حضور حداکثری کاندیدهای انتخابات ریاست جمهوری است .

نمود این خواست در سخنان عمادالدین باقی دیده می شود او می گوید :

به نظر من آقای خاتمی تجربه هشت ساله خود را پس داده است. آقای موسوی هم طی بیست ساله گذشته در سکوت بوده‌اند و به قول معروف «تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد». ما می‌دانیم که ایشان در دهه اول انقلاب، نخست وزیر خوبی بوده‌اند ولی تجربه‌ای جدید از ایشان نداریم. آقای کروبی هم البته تجربه‌ای در قوه مجریه نداشته و ما فقط عملکرد او در بنیاد شهید و ریاست مجلس را دیده‌ایم. هر کدام از آنها که آن چک سفید را بگیرند و بیایند به نفع کشور است ولی انتخاب من به عنوان یک فعال حقوق بشری اگر بخواهم رای بدهم، فردی است که به معیارهای حقوق بشری نزدیک‌تر باشد. وقتی که من مقایسه می‌کنم میان آنها با تجربیاتی که دارم اگر بخواهم در این انتخابات شرکت کنم آقای کروبی را مناسب‌تر می دانم. چون در دوره‌ای که ایشان رئیس مجلس بود اتفاقاتی در مجلس افتاد که بی‌سابقه بوده است. بعد از آیت الله منتظری که با حفظ اعتقاد به نظام و انقلاب از حقوق مخالفان دفاع می‌کردند آقای کروبی - البته با فاصله بسیاری - تنها کسی بوده که در عمل مطابق با همین نسخه رفتار کرده است. شعار دفاع از حقوق مخالف را خیلی‌ها که در حکومت بوده‌اند،‌داده‌اند اما در تاریخ پارلمان ایران برای اولین بار آقای کروبی بود که در پارلمان را به روی محکومان قوه‌قضائیه، برای تظلم‌خواهی باز کرد. بعد از آقای کروبی هم آقای انصاری‌راد بود که این توجه را در مجلس داشت.


خاتمی هم سعی دارد از پوسته نظریه پردازی بیرون آمده و خود را ملزم به عمل ! کند و می گوید : ما در سال  76 تجربه‌ای داشتیم و الان که می‌خواهیم در سال 88 عمل کنیم نباید از یاد ببریم، این دو مرحله با یکدیگر تفاوت دارند و اگر تکرار آن الگوها و ذهنیت ها و روش ها را بکنیم معلوم نیست به نتیجه مطلوب برسیم ذهن جامعه ما متفاوت با ذهن دیروز است، مسائل امروز متفاوت با مسائل دیروز است، منطقه و جهان امروز با منطقه و جهان آن‌روز فرق کرده است. ما در مرحله‌ای هستیم که اسلام وارد عرصه حیات اجتماعی شده است و نظام جمهوری اسلامی بر پا شده و اگر ما در سایه این انقلاب، معتقد به دموکراسی سازگار با دین هستیم، آیا ما اصولگرائیم؛ یا کسی که می گوید رای مردم تشریفاتی است؟


به شخصه رقابت این دوره انتخابات را بین عملگرایان می دانم این انتخابات جای خاتمی ، موسوی و یا جهرمی و ولایتی نیست . فکر می کنم دو سوی این میدان کروبی و احمدی نژاد هستند در بک گراند هر دو نیروهای چپ و راست موضع گرفته اند و قشر بسیار بزرگی که ناظر این تحول هستند .


http://www.president.ir/piri/media/mid/15758.jpg


به نظرم درصد آرای انتخابات از هر دوره پایین تر است اما اهمیت آن از هر دوره ایی بالاتر .

این همان موردی است که کروبی هم به آن اشاره می کند و می گوید : کرباسچی، خانم کدیور، رحمانی عضو مجمع تشخیص مصلحت و جمعی دیگر در ستاد انتخاباتی من حضور دارند.
من در انتخابات حضور دارم و خواهم داشت؛ حالا آقای خاتمی چه صلاح می‌داند، نمی‌دانم. با این شرایط راحتم و با خاتمی ائتلاف نخواهم کرد. به نظر من تعدد نامزدها در عرصه انتخابات منجر به افزایش شور انتخاباتی خواهد شد.

این شور انتخاباتی آیا توان آوردن طیف خاموش جامعه به صحنه را دارد ؟ البته او ادامه می دهد : در بخش های اقتصادی ، سیاست خارجی و فرهنگی برنامه‌های ویژه‌ای دارم و به موقع جزئیات آن را اعلام خواهم کرد.

طیف راست به خاطر حضور نیروهای قدرتمند طیف چپ احتمالا هیچ گزینه ایی جز احمدی نژاد را به میدان انتخابات نخواهد فرستاد طیف چپ هم امیدوار است با کشیدن پای طیف خاموش در انتخابات بر آرای یکنواخت احمدی نژاد غلبه کند .


از سویی عملکرد اقتصادی شتابزده و اشتباه احمدی نژاد نگرانی ها را در مورد او دامن زده است :

در همین زمینه روح‌الله حسینیان نماینده اصولگرای مردم تهران در مجلس در پاسخ به این سئوال که چه موانعی منجر شده احمدی‌نژاد نتواند برخی وعده‌هایش را عملی کند، گفت: ما موانع ساختاری بسیاری داریم که به این زودی و به این راحتی امکان تغییرش نیست، منتها آقای احمدی نژاد کارهایی را آغاز کرده که انشالله امیدواریم در دوره دوم بتوند اینها را تکمیل کند و موفقیت هایی برای ملت ایران کسب کند.


اصلاح طلبان هم نگران وضع اقتصادی هستند و شرایط پس از انتخابات را بازی با آتش می دانند باقی می گوید : به نظر من اصلاح‌طلبان البته باید به این مساله نیز توجه کنند که پس از عملکرد چهارساله این دولت وبا سقوط شدید قیمت نفت و تحریم‌های گسترده و فزاینده و عدم سرمایه‌گذاری خارجی در کشور اصلا آیا پذیرفتن مسوولیت دولت آینده مطلوب هست یا نه. باید بدانند که یک دامی را تحویل می‌گیرند که شاید فاتحه اصلاح‌طلبی را بخواند. اصلاح‌طلبان بدون پول نفت می‌توانند موفق باشند به شرط آن که در روابط بین‌الملل شرایط معقولی حاکم شود و امنیت داخلی وجود داشته باشد تا سرمایه‌گذاری خارجی صورت بگیرد. مخالفان اصلاحات هم چنین امکانی را در اختیار اصلاح‌طلبان نخواهند گذاشت.


http://sobhnews.com/wordpress/wp-content/uploads/2007/11/karobi2.jpg


خاتمی و موسوی همانند احمدی نژاد هم نتوانستند کارکرد اقتصادی چشم گیری داشته باشند اما پرونده کروبی سفید است چون برایش آزمونی نبوده و این خود یک نکته مثبت است سخنان افرادی مانند عماد الدین باقی می تواند سیلی از جمعیت را به سوی کروبی گسیل کند آنگاه که می گوید : بله، چطور خانواده زندانیان می‌توانستند به دفتر مجلس رفت‌وآمد داشته باشند اما به دفتر ریاست‌جمهوری نه. آقای لقمانیان که بازداشت شد آقای کروبی ایستاد و رسما اعلام کرد با این شرایط نمی‌تواند مجلس را اداره کند  و تهدید به استعفا کرد و ‌آقای لقمانیان که در بازداشت پیش ما بود سریعا آزاد شد و حتی نگذاشتند که چای خود را در آنجا بخورد و سریعا او را از زندان خارج کردند. سر حکم آغاجری، تعبیری آقای کروبی به کار برد که حتی امروز هیچ روزنامه‌ای جرأت نمی‌کند آن را چاپ کند. نباید نسبت به آقای کروبی کم‌لطفی کرد. خود اینکه اگر کسی کار مثبتی از نظر حقوق بشری انجام داد باید ارزش نهاده شود یک اخلاق حقوق بشری است چه این شخص کروبی باشد چه دکتر لاهیجی چه حتی احمدی‌نژاد. طرح انتخاب زندانبان نمونه هم دارای همین مبنا بود. به همین دلیل باید گفته شود که قاطع‌ترین موضع‌گیری‌ها علیه نظارت استصوابی را همیشه آقای کروبی داشته است. در موضوع دراویش، آقای کروبی بیانیه‌ای داد که هیچ‌یک از دست‌اندکاران حکومت شهامت پرداختن به آن را نداشت.‌آیا دیگران نمی‌توانستند چنان بیانیه‌ای بدهند و موارد نقض حقوق بشر را در همین حد محدود هم صریحا مورد اعتراض قرار دهند؟در همین روزهای اخیر هم وقتی خانم عبادی تحت فشار شدید بود وبه ملاقات ایشان رفت به‌رغم ممانعت برخی از نهادها اما ایشان در چارچوب منافع ملی این دیدار را انجام داد.


نکته آخر آنکه برنده انتخابات مسئولیت سنگین بسیار وحشتناکی را در آینده بر دوش خواهد داشت حفظ ارزشها و در عین حال سرمایه گذاری خارجی و رفع تحریم ها چندان با هم در شرایط امروز قابل جمع نیست برای همین خاتمی می گوید : برای جبران کمبود درآمدهای ارزی باید سرمایه خارجی را جذب کرد، بنابراین سیاست خارجی فعال را می طلبد و اگر اینچنین شد ذیل سرمایه تکنولوژی هم وارد ایران می شود و ما شاهد کاهش فشارها و محرومیت های بین‌المللی هم خواهیم بود، البته باید این اطمینان را داد که این امور به معنای گذشت از اصول و منافع ملی نیست.


http://www.sharemation.com/mahdipah/axha/ahmadinejad18.jpg



پریسا آغداشلو :

parisaaghdashloo.bloghaa.com

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 توسط زهره دریایی  | 

گسترش موج مخالفت با اختصاص سهميه رزمندگان به بسيجيان



دامنه مخالفت نيروهاي ارزشي به اختصاص سهميه چهل درصدي رزمندگان به بسيجيان گسترش يافت.

به گزارش روز سه شنبه ايرنا به نقل ازفاش نيوز،به دنبال مصاحبه پور عباس رئيس سازمان سنجش آموزش كشور مبني بر اينكه باقي مانده سهميه ي رزمندگان در كنكور براساس قانون بايد به بسيجيان فعال اختصاص يابد، بسيج دانشجويي ‪۸‬دانشگاه بزرگ تهران، در نامه‌اي سرگشاده خطاب به فرمانده سپاه و همچنين نمايندگان مجلس، اعلام كردند كه نه تنها با اين طرح به طور جدي مخالفند بلكه خواستار لغو كليه امتيازات و سهميه‌هاي بسيجيان در كنكور سراسري و دانشگاه آزاد هستند.

اين دانشجويان در نامه خود صريحا اعلام كردند كه اين طرح و طرحهاي مشابه خدشه‌اي جدي به چهره بسيج وارد كرده و باعث گسست اين نهاد مردمي از بدنه ملت مي‌شود.

در ادامه اين واكنشها، نمايندگان بسيج دانشجويي دانشگاه‌هاي معتبر تهران در نشستي در -شبكه خبر دانشجو>، از ادامه اعتراضات خود تا حصول نتيجه كه همان لغو كليه امتيازات بسيج در كنكور سراسري است، خبر دادند.

حسين اسماعيلي، مسئول بسيج دانشجويي دانشگاه علامه طباطبايي با اعلام مخالفت شديد با اين طرح اظهار داشت:اختصاص سهميه ‪ ۴۰‬درصدي رزمندگان به بسيجيان فعال مسئله مشكوكي است كه بايد زواياي طرح توسط بسيج دانشجويي مورد بررسي قرار گيرد.

وي با اعلام اينكه بدترين تهاجم و تخريب چهره بسيج، بد دفاع كردن از آن است گفت: اگر هدف از اعمال سهميه ‪۴۰‬درصدي بسيجيان فعال وارد كردن افراد ارزشي و بسيجي به دانشگاه‌هاي كشور است، بايد بگويم افرادي كه از اين طريق وارد دانشگاه شوند نمي‌توانند هيچ تلاشي در جهت جنبش نرم افزاري و اسلامي كردن دانشگاه‌ها انجام دهند.

اسماعيلي با اشاره به تعريف رهبر معظم انقلاب از بسيج گفت: اخلاص خصيصه اصلي بسيجيان است كه اگر از بسيجيان گرفته شود بسيج از محتوا خارج خواهد شد؟ بسيجي اجر خود را از خدا مي‌خواهد نه از بنده خدا.

همچنين مسئول بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصير با بيان اينكه اجراي اين طرح عدالت را زير سوال خواهد برد، گفت: طرح اين مسئله در سال منتهي به انتخابات رياست جمهوري شك برانگيز است.

محمدحسين ميري با مشكوك خواندن اين طرح، گفت: در پشت اين طرح كساني هستند كه موضع‌گيري شان در ارتباط با نهادهاي قدرت خيرخواهانه نيست.

مسئول بسيج دانشجويي دانشگاه علم و صنعت نيز در اين‌باره گفت: هر تفكري كه باعث جدايي بين بسيج و مردم شود، ضد بسيج است و سهميه ‪ ۴۰‬درصدي از جمله موارد است كه ميان بسيج و مردم گسست ايجاد مي‌كند.

سعيد سليماني با اشاره به بدنه مردمي بسيج گفت: بسيج تنها نهادي است كه از بدنه مردم خارج شده بنابراين نبايد در شرايطي كه ورود به دانشگاه مراحل سختي دارد، با اعمال چنين امتيازهايي بين بسيج و مردم شكاف ايجاد كرد.

وي با تاكيد بر ادامه اعتراضات دانشجويان بسيجي به اين طرح، گفت:
دانشجويان بسيجي از طريق ارسال نامه به مسئولان و برپايي تجمع و تحصن اين مسئله را پيگيري خواهند كرد.

عضو شوراي تبيين مواضع بسيج دانشجويي دانشگاه تهران نيز ضمن انتقاد از قانون اختصاص سهميه ‪ ۴۰‬درصدي رزمندگان به بسيجيان فعال، گفت: طراحان اين طرح يا جاهلند و يا اينكه اهداف شومي را عليه بسيج دنبال مي‌كنند.

اميرحسين ثابتي، با بيان اينكه -عضويت در بسيج، راه ميان بر ورود به دانشگاه نيست> اظهار داشت: ضربه زدن به گفتمان اخلاص بسيجي، بزرگترين ضربه اي است كه به اين نهاد مردمي وارد مي‌شود.

نماينده بسيج دانشجويي دانشگاه تهران ضمن اعلام انزجار دانشجويان بسيجي اين دانشگاه از اين قانون گفت: من به عنوان يك دانشجوي بسيجي اعلام مي‌كنم كه دانشجويان بسيجي به خاطر ماديات و سهميه واد دانشگاه نمي‌شوند، بلكه احساس وظيفه در قبال آرمان‌هاي امام و انقلاب تنها دليل حضور آنها در بسيج دانشجويي است.

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 توسط زهره دریایی  | 

پياله نوشي از نهر اساطير

خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا): علومي علاوه بر اين شناخت جامعي از اساطير ايران دارد و در گذشته هم بر اساس اساطير ايراني داستان ها و شرح هايي نوشته است. با او گفت و گويي انجام داده ايم كه در ادامه مي آيد. 

*به نظر مي رسد داستان هاي شما داراي يک طرح و ساخت يکسان است، اعتقاد خودتان چيست؟ 
شايد علتش در اين است که آثار من کمي تحت تاثير اساطير قرار گرفته اند ، و به اين سبب است که آن بينش و ساختار در نوشته هايم تاثير گذاشته اند . در" اندوهگرد " ماجرا با اعدام مشروطه خواهان شروع مي شود و پس از نه ماه که زمان زايش است ، در قريه اندوهگرد حيواني عجيب و به ظاهر هولناک

شايد علتش در اين است که آثار من کمي تحت تاثير اساطير قرار گرفته اند ، و به اين سبب است که آن بينش و ساختار در نوشته هايم تاثير گذاشته اند . در" اندوهگرد " ماجرا با اعدام مشروطه خواهان شروع مي شود و پس از نه ماه که زمان زايش است ، در قريه اندوهگرد حيواني عجيب و به ظاهر هولناک ديده مي شود که مي خواهد با زندگي مردم درآميزد و ... بعد باز مي گرديم به آغاز ماجرا.
ديده مي شود که مي خواهد با زندگي مردم درآميزد و ... بعد باز مي گرديم به آغاز ماجرا. در " بازگشت " از همان مجموعه داستان اندوهگرد : علي – قاچاقچي محلي – چهل روز پس از آن که جسدش پيدا مي شود ، برمي گردد تا از قاتل خود انتقام بگيرد . در " عليخان " ، پاسبان ها يک کهنه ياغي پير را ، شايد به سبب سوءتفاهمي، مي کشند و بعد شرح گذشته او را داريم تا برسيم به همان صحنه آغاز. در " شاهنشاه در کوچه دلگشا " ، شاه به عنوان شخص اول مملکت و ديکتاتور اصلي ، با شخصي حيرت انگيز ، از زيرزمين کاخ به سفري مي رود در شهر کرمان و روستاهاي آن . سفري است هفت روزه، اما در ساحتي ديگر، براي کاخ نشينان ،غيبت شاه فقط هفت ساعت بوده است و حال آن که شاه از سفر جادويي خود ، نشانه هايي همراه دارد . زيرا در بحث زمان، ما زمان آفاقي داريم و زمان انفسي – که هانري برگسون به آن اشاره و تاکيد دارد – و زمان سرمدي داريم که در آن ساحت ، آينده و حال و گذشته ، همه در ( آن ) ، واقع مي شوند. بي آنکه بخواهيم اظهار فضل داشته باشيم – چه جاي اظهار فضل؟ وقتي که هر دانشجوي سال اول فلسفه اين حرف ها را مي داند – در آيين راز آميز و اسطوره اي " زروان " ما با يک زمان بي کران - اکرنه- اهورا و اهريمن را مي زايد و در بينش يونان باستان ، گروهي از فيلسوفان ، معلول را سابق بر علت مي دانستند . ببينيد که در تمام اسطوره ها ، کمابيش ، شکل کامل دايره است و مي توان نشانه اي از روح، زمان، توالي لحظات و فصل
در بينش يونان باستان ، گروهي از فيلسوفان ، معلول را سابق بر علت مي دانستند . ببينيد که در تمام اسطوره ها ، کمابيش ، شکل کامل دايره است و مي توان نشانه اي از روح، زمان، توالي لحظات و فصل ها ، چرخه خلقت و مانند اين ها باشد. ساختار داستان هاي هزارويکشب ، دايره وار و تودرتو است و چنين است بخش اعظم داستان هاي مثنوي کبيره.
ها ، چرخه خلقت و مانند اين ها باشد. ساختار داستان هاي هزارويکشب ، دايره وار و تودرتو است و چنين است بخش اعظم داستان هاي مثنوي کبيره. 

 *بنابراين چنين ساختاري مشخصه اسطوره نگاري است؟

ببينيد  در تمام اسطوره ها ، کمابيش ، شکل کامل دايره است و مي توان نشانه اي از روح، زمان، توالي لحظات و فصل ها ، چرخه خلقت و مانند اين ها باشد. ساختار داستان هاي هزارويکشب ، دايره وار و تودرتو است و چنين است بخش اعظم داستان هاي مثنوي کبيره. 

*بينش و ساختار اسطوره اصلاٌ مي تواند در داستان امروز نمود داشته باشد؟

پل ريکور در " تاويل متن " گفته است: وقتي دريدا داشت تئوري هاي ادبي خود را توضيح مي داد، متوجه شدم که همه آنها شرح " تائو" است. به قول همان پل ريکور – که مسيحي مومني است چون تي.اس.اليوت – مي توانيم با اساطير ، رابطه ديالکتيکي داشته باشيم. به گمانم اين مهم به خلاقيت نويسنده و شاعر ارتباط دارد . اغلب آثار داستايفسکي ، مبتني بر جدال " عقل و عشق " است که از مفاهيم اصلي عرفاني و هموطن او ، بولگاکف ، در رمان عظيم " مرشد و مارگاريتا " ، ابليس و دستيارانش را به مسکوي زمان استالين مي آورد و کازانتزاکسيس سرراست  سراغ چهره هاي تابناک انديشه و رفتار، يعني حضرت عيسي مسيح و يا فرانسيس قديس مي رود و يا در" مسيح باز مصلوب " ، زندگي آن پيامبر را در دوران خود بازسازي مي
اغلب آثار داستايفسکي ، مبتني بر جدال " عقل و عشق " است که از مفاهيم اصلي عرفاني و هموطن او ، بولگاکف ، در رمان عظيم " مرشد و مارگاريتا " ، ابليس و دستيارانش را به مسکوي زمان استالين مي آورد و کازانتزاکسيس سرراست سراغ چهره هاي تابناک انديشه و رفتار، يعني حضرت عيسي مسيح و يا فرانسيس قديس مي رود
کند و يا هانري بوشو در رمان " اديپ در راه " نگاه تازه دارد. نمونه ها متعددند اما ناگفته نگذاريم که بنا به قول مشهور ، بشر از سه دوره تفکر گذشته است: دوره ي اساطير، دوره ي فلسفه و دوره علم گرايي ... بي آنکه اين ادوار ، مرز مشخص داشته باشند .در آخرين دوره بشر سر بر آستان معبد علم مي ساييد و آنچه را محسوس بود ، تمام واقعيت و همه  حقيقت مي دانست، اما مدت هاست که با آرا و آثار فيلسوفاني چون هانري برگسون و هايدگر و روانکاواني چون يونگ ، بشر ، باز با رويکردي نو به عالم اسطوره ، متوجه شده است . وقتي  زمان رواني  يا صور ازلي و يا از خانه وجود به کلمات نگريستن ، طرح شده،در فيزيک آراي انشتين و ماکس پلانک ، ديد مکانيکي و فاقد روح از کل هستي را حذف کرده است . منتها اين رويکرد که البته مبنايي بر پست مدرن مي تواند باشد ، رويکردي است جديد . در بعضي از کهن اسطوره ها ، نوع بدوي ديالکتيک حاکم است. تضاد ماده و معنا، تضاد ارواح نيک و بد و ... 

*اين مباحثي كه گفتيد در اثار شما چه جايگاهي دارند؟

در بينش حيرت انگيز مولانا و در داستان مهابهاراآ، در آيين تائو ، در مهر پرستي و ... اين تضادها هستند بي آن که اصل باشند و من در حد خود – حدي بسيار ناچيز- در نوشته هايم همين نهاد و برابر نهاد و بر نهادها را ، سعي کرده ام به کار ببرم، البته با توجه موکدانه
در بينش حيرت انگيز مولانا و در داستان مهابهاراآ، در آيين تائو ، در مهر پرستي و ... اين تضادها هستند بي آن که اصل باشند و من در حد خود – حدي بسيار ناچيز- در نوشته هايم همين نهاد و برابر نهاد و بر نهادها را ، سعي کرده ام به کار ببرم،
بر فرهنگ مردم. 

*در کارهاي شما ، اغلب با رگه هايي از طنز روبرو مي شويم که در " شاهنشاه در کوچه دلگشا " خيلي پر رنگ مي شود و به نظر من ، اين طنز تلفيقي است از طنز بهرام صادقي و احمد محمود . خودتان چطور مي بينيد؟
 

عزيز من آن بزرگواران کجا و من کجا؟ اما به نظرم طنز ، روي ديگر تراژدي است . حتي مي توان گفت که وقتي تراژدي به اوج برسد ، به طنز منجر مي شود . طنزي بسيار تلخ و گريه آور ! مکتوب است که : بزاييد براي مرگ و بنا کنيد براي ويراني ! و آن وقت فکر کن به همه شرارت هايي که " من " مرتکب مي شود . آنگاه خنده  حيرت و هول نه فقط عکس العمل رواني ، بلکه خنده تفکر ژرف نگر است. اميدوارم به چنين طنزي در آينده در آثارم برسم. 

* براي تمرين در عرصه زبان ، مطالعه چه آثاري را تا امروز براي خود ضروري دانسته ايد؟
 

" شاهنامه " و " غزليات مولانا " و از آثار معاصران ، زبان رنگارنگ " کليدر " و آثار " احمد محمود " و " طبل آتش " شيرزادي و" جزيره سرگرداني " دانشور و " مرگ پلنگ " سيد علي صالحي و آثار" بهرام صادقي " و بعضي از آثار جلال و ... از ترجمه ها ، دن کيشوت ترجمه قاضي و انه ايد ترجمه مير جلال الدين کزازي مجذوبم کرده اند .

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 توسط زهره دریایی  | 

سرمايه‌گذاری در بخش فرهنگ هزينه محسوب نمی‌شود

مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربايجان‌شرقی:

سرمايه‌گذاری در بخش فرهنگ هزينه محسوب نمی‌شود

گروه فرهنگ و هنر: هرگونه هزينه‌كرد در بخش فرهنگ هزينه محسوب نمی‌شود، بلكه سرمايه‌گذاری به معنای واقعی آن است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه آذربايجان‌شرقی، «احمد احمدی‌منش»، مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربايجان‌شرقی، امروز 15 بهمن‌ماه در آئين افتتاح مجتمع فرهنگی سينمايی تبريز با اشاره به نقش تأثيرگذار سينما و هنر در دنيای امروز، گفت: هنرمندان امروز در خط مقدم دفاعی كشور قرار دارند و وظيفه خطيری در شناساندن هويت كشورمان بر عهده آن‌هاست.

وی با اشاره به ضعف موجود در بخش سينمای كشور، افزود: اين ضعف تنها مختص استان ما نيست و به نظر می‌رسد مسائلی همچون سينمای خانگی و محتوای فيلم‌ها علت اين ضعف باشد و بايد توجه داشت كه اين صنعت با ديگر صنعت‌های كشور گره خورده است.

احمدی‌منش ضمن مقايسه وضعيت اماكن فرهنگی استان در دوران قبل و بعد از انقلاب گفت: قبل از انقلاب در استان 9 باب كتاب خانه و 2 تالار و در مجموع 3 هزار و 443 متر مربع بود و اين در حالی است كه امروز بعد از 30 سال تنها فضاهای فرهنگی اداره كل ارشاد 110 هزار متر مربع است و اگر فضاهای فرهنگی ديگر ارگان‌ها را در نظر بگيريم اين فضا افزايش چشم‌گيری خواهد داشت.

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 توسط زهره دریایی  | 

مطالب قبلی


منوی اصلی
صفحه اصلي
آرشیو وبلاگ
ايميل مدير
درباره وبلاگ

دریا
دریا
دریا
دختری که یه روز خودشو به موجهای دریا خواهد سپرد....


آرشیو موضوعی


آرشیو وبلاگ
تیر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
مهر 1386


پیوندهای وبلاگ
Azar Forum باشگاه گفتمان آذر
گالري قالب وبلاگ
نرم افزار و بازی موبایل
انجمن آموزشی و تفریحی


پیوندهای روزانه وبلاگ
مرگ بر فرانسه
آرشيو پيوند هاي روزانه


پیوندهای وبلاگ
  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

کل بازديد ها :

Template Design By : GHALEBKADEH

مرجع سخنان بزرگان جهان  :  بخش نخست  -  بخش دوم  -  بخش سوم  -  بخش چهارم  -  بخش پنجم

از دیدگاه بزرگان  :  رنج  -  زندگی  -  امید  -  عشق  -  آینده  -  زن  -  آزادی

سخنان حکیمانه  :   فردوسی  -  ارد بزرگ  -  بزرگمهر  -  جبران خلیل جبران  -  فریدریش ویلهلم نیچه

برای دسترسی به مطالب بر روی فهرست بالا کلیک کنید