|
آدرس اصلی نظرخواهی :
http://5kharisma.bloghaa.com
1. دکتر خسرو زاهدی | آذر ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۱ ب.ظ
سخنم را با آخرین نوشته و پیغام قبلی بازدید کننده محترم شما خانم اکرم خیامی آغاز می کنم ایشان مرقوم نموده اند :
۱- آنهایی که بدنبال ایجاد حاکمیتی بر اساس اندیشه های سید قطب و اخوان المسلمین هستند راه شریعتی را می روند. ۲- آنانیکه بدنبال ایجاد حاکمیتی نظیر کوروش هخامنش و اشک های اشکانی هستند بدنبال اندیشه های ارد بزرگ می روند. ۳- آنهایی که بدنبال حاکمیتی نظیر رژیم پاکستان می باشند بدنبال افکار مهدی بازرگان هستند. ۴- آنانیکه بدنبال باند حزب برتر اسلامی همانند حزب الله لبنان و حزب بعث سوریه هستند راه چمران هستند . ۵- آنهایی که بدنبال جلسات سخنرانی و شنیدن پند و اندرز باشند هم رو به سوی عبدالکریم سروش دارند . در مورد آخر حکومتی را نمی شود با آن ساخت و یا دید آنچه هست می تواند در هر قالبی از حکومتها قرار گیرد .
- در مورد آرمان نهایی علی شریعتی هیچ چیز روشنی جز ایجاد حاکمیت مذهبی و شریعت اسلام دیده نمی شود آن زمان او تنها به فکر براندازی حاکمیت شاهنشاهی بود شاید اگر می ماند حکومتی شبیه عباس مدنی در الجزایر تشکیل می داد که البته سرانجام چنین حکومتی را نیز دیدیم و هنوز هم پس لرزه های آن را می بینیم . با گزینه اخوان المسلمین مصر هم موافق نیستم چون هنوز امتحان خویش را پس نداده اند.
- در مورد اینکه آنهایی که بدنبال حاکمیتی هخامنشی و اشکانی هستند هم دنباله روی افکار ارد بزرگ هستند هم مخالفم نباید اینگونه اندیشمند آزادیخواهی همانند او را به نظام پادشاهی منتصب کنیم من فکر می کنم در سخنان و اندیشه های ارد بزرگ دو معنا موج می زند اول آزادیخواهی و دوم ارزش نهادن به هویت ملی . این دو وقتی توامان با یکدیگر گره خورد شاکله ایی می شود نظیر حاکمیتهایی که در این زمانه دارای دموکراسی هستند و در عین حال ارزشهای ملی خویش را بی نهایت پاس می دارند چنین حاکمیتهایی هم در حال حاضر کم نیستند پس هواخواهان چنین نظام های بدنبال اندیشه های ارد بزرگ هستند .
- در مورد یکی کردن اندیشه های مهندس مهدی بازرگان با آنچه در پاکستان در حال وقوع هست نیز مخالفم چون پاکستان بین ارتش لائیک و احزاب مذهبی در حال کش و مکش بوده است حال آنکه بازرگان اسلامیت را به شکل اندک آن نمی خواست از این بابت او و مرحوم طالقانی به عنوان خط دهنده اصلی به شریعتی با او هم گام و هم مسیر بود . و می توان همان آینده شریعتی را برای هواداران بازرگان پیش بینی نمود .
- در مورد شهید مصطفی چمران هم نظری ندارم و معتقدم او یک چریک بود نه دایه دار یک جریان فکری .
- در مورد سروش و علاقه او به صحبت کردن و وعظ ، هم باید بگویم سروش تمایل بسیار دارد بتواند مارتین لوتر ایران شود اما از چند بعد تحت فشار است اول آنکه خود در بوجود آوردن همین نظام دست داشته و در زمان انقلاب فرهنگی دانشگاهها هنر خویش را به نمایش گذاره است . یا باید بکلی از گذشته اش توبه کند و یا با مخالفین حوزوی دم خور شود و از درون حوزه و افکار مفتی های مذهبی اصول حاکمیت را زیر سئوال ببرد ( که گویا همین مسیر را نیز می رود ) اما هیچ کدام از پیروان او نیز همانند پیروان شریعتی نمی دانند پس از رستاخیز چه بر سر کار خواهد آمد هیچگاه صدهها هزار جوان محیط های حزبی اوایل انقلاب را فراموش نکنید آنها بدون شریعتی فرو ریختند و ناپدید شدند .
[Reply]
2. مهدیه | آذر ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۶ ب.ظ
به نظر من هم چمران یک شخصیت اندیشمند نبود او یک نظامی بود. خواهش می کنم اسم ایشان را حذف کنید .
[Reply]
3. اصغر از شیراز | آذر ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۶ ب.ظ
ارد بزرگ به کنار اما به نظر من بین بازرگان با سروش و شریعتی و چمران هیچ فرقی وجود نداره و همه اونها یه جورند …
[Reply]
4. محمدحسین شهیدی فر | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۴:۰۹ ق.ظ
دوست عزیز سلام جنبش جالبی را به راه انداخته اید و همچنین دوستان دیگر نظرات مبسوطی ارائه داده اند با توجه به سنم و اینکه قبل از انقلاب درسنی نبودم که با افکار ۳ نفر(شزیعتی.بازرگان.چمران) آشنا شوم و به مباحث مطرح شده در سخنرانی های سروش چندان علاقه ای ندارم اما از آنچه با آن روبرو بوده ام میتوانم سخن بگویم من افتخار کسب علم در محضر استاد بزرگوارم ارد را داشته ام برای کسانیکه از افکار ایشان ابراز بی اطلاعی میکنند توصیه دارم که به نظریات ایشان و یا جملاتی که از ایشان در کتابها و منابع اینترنتی موجود میباشد مراجعه نمایند از نظر من این افکار و اندیشه تنها راه بیداری ایرانیان است گرچه ایشان همواره تمایلی به مطرح نمودن خویش در جلسات مختلف نداشته اند (که اگر این اتفاق بیفتد دکان اکثر کسانیکه با شعار میهن پرستی هر چه خواستند بر سر مام میهن آوردند تخته میشود) اما بر خود واجب دیدم این مسائل را اینجا مطرح نمایم تا همگان با تحقیق و مراجعه به منابع مختلف با این مرد راستین آشنا شوند و از کلام ایشان بهره ای ببرندو امیدوارم مجالی برای این بنده حقیر باشد تا بتوانم مجدداً در محضر ایشان کسب علم و ادب نمایم. پیروز و پاینده ایران
[Reply]
5. کویر | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۵:۵۳ ق.ظ
افکار شهید دکتر علی شریعتی از دو بعد مورد تهاجم قرار گرفت اول دستگاههای دولتی نظیر پانزده خرداد که او را جاسوس معرفی می کردند و از سوی دیگر توسط کسانی که ادعای شاگردی او را می کردند اما در واقع دشمنش بودند نظیر همین آقای سروش که خودش در مصاحبه هاش هم گفته من هیچ وقت از نزدیک با دکتر صحبت نکردم . اما سالها گوش فلک را کرده بود که من شاگرد نزدیک و ادامه دهنده راه اونم !؟ و اتفاقا ناجوانمردانه ترین انتقادت را هم همین سروش از دکتر نمود .
[Reply]
6. تانیا صبوری | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۶:۲۷ ق.ظ
در این خاک زرخیز ایران زمین نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و راد بود کز آن ،کشور آزاد و آباد بود
بزرگی،به مردی و فرهنگ بود گدایی در این بوم و بر ننگ بود
از آن روز دشمن به ما چیره گشت که ما را روان و خرد تیره گشت
از آن روز این خانه ویرانه شد که نان آورش مرد بیگانه شد
بسوزد در آتش گرت جان و تن به از بندگی کردن و زیستن
اگر مایه زندگی بندگیست دو صد بار مردن به از زندگیست
فردوسی
تقدیم به همه میهن پستان بخصوص ارد بزرگ
[Reply]
7. کامران | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۵۰ ق.ظ
خیلی خوشحالم سایت شما رو پیدا کردم
اینجا آدم می فهمد چقدر روشنفکرین کشورش محجور هستند امیدوارم با اینکار شما اندیشه این مردان باز بشه و برای نسل امروز ایران درست مطرح بشود
شریعتی می گوید : در ایران متهم به تسنن هستم و در عربستان متهم به تشیع .
امیدوارم دیگه هیچ وقت متفکرین ما محجور نباشند .
[Reply]
8. شیرین شمس | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۹:۰۳ ق.ظ
ریحانه آرمانی سلام خوشحالم که می بینم ما زنان هر روز بیشتر وارد تحولات اجتماعی می شویم ۳۰ سال منزوی شدن جز خواری برای ما هیچ چیز نداشت و امروز زمان برگشتن دوباره ما برای کسب حقوق اجتماعیمان است .
این چند سخن هم برای شما :
زن شاهکار خلقت است . برنارد شاو
خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند . رابیندرانات تاگور
زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است. گوته
مردانی که بیشتر از جایگاه و هنجار زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند . ارد بزرگ
در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل . مالرب
با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد . بردون
زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترین بی مهری گریان می شود . هرودت
منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نم
اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند . ارد بزرگ
چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش . ویلیام شکسپیر
هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است . شیلر
زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد, و مرد عاقل می گذارد که زنش اورا تربیت کند . مارک تواین
[Reply]
9. شاهین بهمنی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۹:۲۲ ق.ظ
چیزی که برام جالبه خفقانیه که حتی در این دنیای مجازی هم دست از سر ما برنمی داره توجه کردین که اکثر نظریات با اینکه از صاحبان وبلاگهاست که مثل خود من با دعوت این بانو به اینجا آمده ایم اما از دادن آدرس وبلاگمون واهمه داریم چون میترسیم از عقیده واقعیمون کسی با خبر بشه به امید روزیکه تمام این ترس و واهمه جاشو به امید و مبارزه بده
[Reply]
10. قمر سلطانزاده | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۹:۳۹ ق.ظ
متن سخنرانی های سروش که خواندم بهتر دیدم بقیه اشو نخونم چون مشت نمونه خرواره اما از اندیشه های شریعتی بدم نمی یاد البته اون حرفاش که دین و مذهب رو قاطیشون نکرده در مورد ارد بزرگ اگر از نظریه هاش که بگذریم جملاتش واقعاًعالی و پرمعناست . هر چی گشتم یه متن درست حسابی از بازرگان و چمران پیدا نکردم
[Reply]
11. محمد حسین فاطمی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۶:۳۶ ب.ظ
من از سروش بدم میاد چون دایم رنگ عوض می کنه اما شریعتی اینطور نبود شریعتی واقعا مظلوم بود ببینید چی میگه :
رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی می کشیم تا دوست را به یاری نخوانیم،
برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند
طعم توفیق را می چشاند
و چه تلخ است لذت را “تنها” بردن
و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن
و چه بدبختی آزاردهنده ای ست “تنها” خوشبخت بودن
در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است
در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند یاد “تنهایی” را در سرت زنده میکند
“تنها” خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است
” تنها” بودن ، بودنی به نیمه است
و من برای نخستین بار در هستی ام رنج “تنهایی” را احساس کردم .
[Reply]
12. فرشاد صادقپور | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۶:۵۳ ب.ظ
دوستان سخنان زیبای از چمران و شریعتی را به نمایش گذارده اند من هم دیدگاههای ارد بزرگ پیرامون آزادی را هدیه به همه شما می کنم
پاسخ های ارد بزرگ به پرسش هایی پیرامون آزادی :
* آزادی چیست ؟ ابزار پیراستن نارستی های آدمیان است .
* دشمنان آزادی چه کسانی اند ؟ خودکامگان گروه هایی که بی هماورد ، دستگاه فرمانروایی را در اختیار می گیرند .
* آیا آزادی بستر هرج و مرج ، شورش و بی بند و باریست ؟ آزادی خود بزرگترین مانع هر نوع هرج و مرجی است .
* عده ایی می گویند آزادی غرب را به فساد رساند ؟ آنها پیشینه اروپا و باختر را نمی دانند این بخش از جهان امروز پاکترین دوران خویش را تجربه می کند .
* بدترین تعریف از آزادی چیست ؟ همین موردی که شما گفتید ، برابر دانستن آزادی با بی بند و باری !
* چرا عده ایی این تعریف را از آزادی دارند ؟ چون بیم دارند داشته هایشان از دست برود آنها می دانند وجود آزادی رسوایشان می کند پس به بدترین شکل ممکن آن را هجو می کنند .
* آزادی فکر و بیان کی بدست می آید ؟ آن گاه که بتوان خودکامگان را با قوانین و هنجاری درست مهار کرد .
* چه کسانی بزرگترین مدافعان آزادیند ؟ از خود گذشتگان آنانی که قدرت را بدون ترس به دیگری واگذار می کنند .
* آزادی دارای چه ویژه گی اساسی است ؟ ارزیابی و نقد ، بزرگترین ویژه گی آن است . آنگاه که ارزیابی نباشد کاستی ها بر ملا نمی شود . پلشتی روز افزون می گردد و نامردمان به نابکاری خود ادامه می دهند .
* آیا از دیدگاه شما آزادی تنها در اندیشه و بیان خلاصه می شود ؟ رسیدن به چنین هدفی خود موجب پیدایش آزادی در میدانهای دیگری همچون اقتصاد می گردد .
* آیا واژه آزادی برای ایرانیان وارداتی است ؟ ایرانیان خود نخستین منادیان آزادی بوده اند آزادی همواره یکی از خواسته های مهم مردم ایران بوده است مجلس ریش سفیدان در تمامی سلسله های باستانی ما وجود داشته است . در دوره اشکانیان بارها این مجلس پادشاه ایران را تغییر داد . حال آنکه اروپا در دست فرمانده هان نظامی بود . آزادی در ایران نه تنها وارداتی نیست بله زایشگاه و رویشگاه آن نیز هست .
* چرا خودکامگان نمی توانند خواست رسیدن به آزادی را ، از اذهان مردم پاک کنند ؟ چون آزادی آمیخته است با سرشت آدمی . آدمها می خواهند در سرنوشت خود و فرزندانشان سهیم باشند . نداشتن آزادی موجب بغض و کینه همگانی می گردد .
* چرا عده ایی آزادی خواهی را نتیجه و برآیند میل حیوانی انسان می دانند ؟ آزادیخواهی برآیند پاک ترین منش آدمیست . نتیجه خرد است . خواستی است آسمانی . تنها کسانی در راه آزادی گام بر می دارند که از خواسته های فردی خویش گذشته اند .
منبع مطلب : http://bufsystem.persianblog.ir/post/179
[Reply]
13. محمد حسین فاطمی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۰ ب.ظ
آقا فرشاد اینم تقدیم به شما ! :
زندگی چیست ؟ نان . آزادی . فرهنگ . ایمان و دوست داشتن .
چه بسیار دلهایی که می پرستند و نیکی می ورزند . و پرستش و تقوی و نیکی نیز در آنها زشت و آلوده و پلید است . و چه دلها که عشق می ورزند و گناه می کنند . و خطا و هوس و گناه نیز در آنها زیبا و پاک و زلال است
دکتر شریعتی
[Reply]
14. محمد حسین فاطمی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۳ ب.ظ
غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند… افسوس که ما هدیه شیطان را به هم میدهیم و هدیه خداوند را از هم پنهان میکنیم ( دکتر شریعتی )
[Reply]
15. محمد حسین فاطمی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۴ ب.ظ
برای کوبیدن یک حقیقت ، خوب به آن حمله مکن ، بد از آن دفاع کن . اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای را بالا ببری. ((علی شریعتی))
[Reply]
16. محمد حسین فاطمی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۷ ب.ظ
پروردگارم ،مهربان من از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش! در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است و هر زمزمه ای بانگ عزایی و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی … در هراس دم می زنم در بی قراری زندگی می کنم و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است من در این بهشت ، همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم. “تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی” “کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم” دردم ، درد “بی کسی” بود « دکتر علی شریعتی»
[Reply]
17. محمد حسین فاطمی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۸ ب.ظ
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
« دکتر علی شریعتی »
[Reply]
18. محمد حسین فاطمی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۹ ب.ظ
مرا کسی نساخت.خدا ساخت نه آنچنان که “کسی می خواست” که من کسی نداشتم کسم خدا بود.کس بی کسان او بود که مرا ساخت آن چنان که خودش خواست. نه از من پرسید و نه از آن “من دیگر”م . من یک گل بی صاحب بودم مرا از روح خود در آن دمید و بر روی خاک و در زیر آفتاب تنها رهایم کرد “مرا به خود واگذاشت”.
دکتر علی شریعتی
[Reply]
19. پریسا آغداشلو | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۷:۲۹ ب.ظ
ریحانه جون اینجا چه خبره ؟! چقدر سخنان قشنگ از دکتر شریعتی تشویق شدم برم یه سری از جملات زیبای ارد بزرگ رو اینجا بگذارم اما این کار برای بعد ! الان فقط می خواهم آیین برآزندگی از ارد بزرگ رو اینجا بگذارم چون خودم خیلی دوستش دارم
برآزندگان خواهند ساخت سرآیندگان از پس آن خواهند سرود و زمین آیندگان را بارور می سازند .
برآزندگان سپاه یاران خویش را تنها در آمدگان و زندگان نمی بینند .
برآزندگان گرما بخشند ، سخن و گفتار آنان راه روشن آیندگان است .
برآزندگان به گفتار سخیف و کم ارزش زندگی خویش را تباه نمی سازند .
برآزندگان چشم در دست پر از بذر خویش دارند و آسمانی که مهربان است صدای غرش باد هرزه گرد آنها را از راه خویش برنمی گرداند .
برآزندگان مست شرآب هزاران ساله تاریخ کشورخویشند سخن آنان جز آهنگ خیزش و رشد نیست .
برآزنده نمی گوید کیست ! او می گوید چیستی ؟ و از چیستت تو را به آسمانها می کشاند .
برآزندگان بدنبال دگرگونی و رستاخیزند ، رشد در کمینگاه راه های نارفته است .
برآزندگان شادی را از بوته آتشدان پر اشک ، بیرون خواهند کشید .
دارایی برآزندگان ، دلی سرشار از امید است به پهنه و گستره آسمانها .
کمر راه هم در برابر آرمان خواهی برآزندگان خواهد شکست .
برآزندگان و ترس از نیستی؟! آرمان آنها نیستی برای هستی میهن است.
پرهای خون آلود برآزندگان نقش زیبای آزادی آیندگان است.
کجاست سینه کش کوهستان سرد و بلندی که گامهای برآزندگان را بر تن خویش به یادگار نداشته باشد ؟
برآزندگان دستی و دامنی برای کاشتن دارند ! تا کدام فرزند برداشت کند ؟…
ویرانه کاخ های برآزندگان هم ، هزاران گهواره امید بر بر بستر خویش دارد .
میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است .
چه فریست زندگی را آنگاه که : برآزندگان را نشناسی ؟ و در خود بپیچی ؟ .
ریحانه جون بزودی با کلی از جملات و سخنان ارد بزرگ بازخواهم گشت
[Reply]
20. سیدولی حسینی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۷:۴۷ ب.ظ
نظرات را که می خواندم دیدم بعضی ها سعی می کنند بازرگان را مخالف حضرت امام (ره) نشان بدهند در صورتی که بازرگان در اولین نطق خود موضعش را کاملا شفاف اعلام نمود این متن روایت تاریخی آن از سایت باشگاه است [ در روز بیستم بهمن ماه مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر دولت انقلابی، طی یک سخنرانی که در دانشگاه تهران ایراد کرد، برنامه دولت موقت را اعلام کرد. بازرگان در نخستین سخنرانی اش در برابر مردم گفت مأموریتی که رهبر انقلاب به من داده است، پرمخاطره ترین و سنگین ترین مأموریت در عمر ۷۱ ساله مشروطیت ایران است که به نخست وزیر ایران داده شده است. آنگاه بازرگان افزود: خطوط اصلی و وظایف دولت موقت به قرار ذیل است: ۱- احراز و انتقال قدرت ۲- ارائه و اثبات حقانیت (همان رفراندوم) ۳- احیاء و اداره و اصلاح مملکت ۴- انتخابات مجلس موسسان و ارجاع به آراء عمومی برای تدوین و تصویب قانون اساسی جدید ۵- انتخابات مجلس شورای ملی ۶- استعفا و تحویل کار به رئیس جمهور و دولت رسمی بعدی.]
[Reply]
21. محمد حسین فاطمی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۷:۵۰ ب.ظ
آتش و دریا من با عشق آشنا شدم و چه کسی این چنین آشنا شده است ؟ هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود. هنگامی لب به زمزمه گشودم ، که مخاطبی نداشتم. و هنگامی تشنه ی آتش شدم ، که در برابرم دریا بود و دریا و دریا…..! « دکتر علی شریعتی »
[Reply]
22. محمد حسین فاطمی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۷:۵۱ ب.ظ
از دیده به جای اشک خون می آید دل خون شده ، از دیده برون می آید دل خون شد از این غصّه که از قصّه عشق می دید که آهنگ جنون می آید می رفت و دو چشم انتظارم بر راه کان عمر که رفته ، باز چون می آید؟ با لاله که گفت حال ما را که چنین دل سوخته و غرقه به خون می آید کوتاه کن این قصه ی جان سوز ای شمع کز صحبت تو ، بوی جنون می آید « دکتر علی شریعتی »
[Reply]
23. محمد حسین فاطمی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۷:۵۱ ب.ظ
شما : ای گوش هایی که تنها گفتن های کلمه دار را می شنوید ! پس از این جز سکوت سخنی نخواهم گفت. و شما : ای چشمهایی که تنها صفحات سیاه را می خوانید ! پس از این جز سطور سپید نخواهم نوشت. و شما : ای کسانی که هرگاه حضور دارم بیشترم تا آنگاه که غایبم… پس از این مرا کمتر خواهید دید !! « دکتر علی شریعتی »
[Reply]
24. محمد حسین فاطمی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۷:۵۳ ب.ظ
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است ( دکتر علی شریعتی)
[Reply]
25. پریسا آغداشلو | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۰۴ ب.ظ
وااااااای جناب فاطمی چقدر جمله زیبا از شریعتی نه دیگه گویا مجبورم من هم مثل شما که عاشق افکار شریعتی هستید من هم یه کاری بکنم آخه من هم عاشق افکار و اندیشه های ارد بزرگ هستم :-*
(( بی شرم ترین فرامانروایان آنهایی هستند که ناکارامدی و اشتباهات خود را به مردم نسبت می دهند . ))
[Reply]
26. پریسا آغداشلو | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۰۵ ب.ظ
(( فرمانروایان بی خرد ، مردم را شاگرد خویش می پندارند .)) ارد بزرگ
[Reply]
27. پریسا آغداشلو | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۰۷ ب.ظ
(( مهم ترین رازهای نهان سیاست بازان ، چیزی جز پیگری اندیشه مردم کوچه و بازار نیست . )) ارد بزرگ
[Reply]
28. پریسا آغداشلو | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۰۸ ب.ظ
(( اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد. )) ارد بزرگ
[Reply]
29. فاطمه گوارشکی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۲۳ ب.ظ
وقتی سخنان حکیمانه ارد بزرگ و جملات زیبای شریعتی هست چرا نکته های از اندیشه دکتر عبدالکریم سروش نباشد ؟!!!!! من هم به ایشان علاقه وافری دارم پس وظیفه دارم رسم ادب را بجا آورم . انشالله خواهید پسندید .
روشنفکران دیندار, روشنفکرند چون به عقل مستقل از وحی باور دارند و از آن تغذیه می کنند و چراغ خرد در دست برای یافتن حقیقت و سوختن ظلمت روان اند. و دینداراند چون ایمان محققانه شان نه بر تقلید بنا شده است نه بر تعبد نه بر ارث نه بر جبر، نه بر هوس نه بر عادت، نه بر ترس و نه بر طمع. بل از دل سنجشی عقلانی یا تجربه یی روحانی برآمده است و مستمرا تطهیر و تکمیل می شود. روشنفکری دینی یک هویت سیال است چرا که خردورزی و حقیقت جویی و خرافه سوزی جز با سیلان همراه نیست. روحانی ندارد چرا که هر کس در آن مدرسه، روحانی خویشتن است. خانقاهی است به شیخ که شیخانی بی خانقاه در آن ساکن اند. دکتر عبدالکریم سروش
[Reply]
30. فاطمه گوارشکی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۲۵ ب.ظ
روشنفکری دینی به حکم آنکه معرفت اندیش و تجربت اندیش است، ایدئولوژی هم نیست یعنی ایدئولوژی گزینش گر و حرکت اندیش و اسلحه تراش. دکتر عبدالکریم سروش
[Reply]
31. فاطمه گوارشکی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۲۷ ب.ظ
روشنفکری دینی به درستی بر آن است که درک دینی گذشتگان همانقدر تحت تاثیر زمانه و متوازن با فرض های عصری شان بوده است که درک دینی امروزیان. و بر این باور است که هم رجال و نحن رجال. و آیا گذشته را فقط به دلیل قدمت، قداست نهادن، محض بی خردی و تیره رایی نیست؟ دکتر عبدالکریم سروش
[Reply]
32. فاطمه گوارشکی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۲۹ ب.ظ
روشنفکران دیندار باید خود و طریقت خود را نیک بشناسند و حرمت بنهند و از لوم لائمان و طعن طاعنان نهراسند. چه ننگی دارد دلبستگی به پیامبران و پیروی از حکیمان و همنشینی با عارفان و همنوایی با مجاهدان؟ دکتر عبدالکریم سروش
[Reply]
33. فاطمه گوارشکی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۰ ب.ظ
آسیبی و آفتی که روشنفکری دینی را تهدید می کند یکی جدی نگرفتن خویش و دیگری پوشیدن جامه های ناباندام است. این طریقه، نه ایدئولوژیک است نه فقهی، نه سنتی نه فرقه مذهبی و نه حزب سیاسی بلکه جراغ مصطفوی است با شرار معتزلی! . دکتر عبدالکریم سروش
[Reply]
34. محمد حسین فاطمی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۴۰ ب.ظ
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است ( دکتر علی شریعتی )
[Reply]
35. محمد حسین فاطمی | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۴۱ ب.ظ
دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند ( دکتر علی شریعتی )
در نهان ، به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند ، و در آشکارا از آنانی که دوستمان دارند غافلیم. شاید این است دلیل تنهایی ما … ( دکتر شریعتی)
36. دانشجوی باتوم خورده | آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۹:۳۲ ب.ظ
زنده باد آزادی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 توسط زهره دریایی
|
|